خوب!! تموم شد!! ۵ روز دپ بودن تموم شد!! این دفعه از همه دفعه هایی که دپ شدم تو زندگی بدتر بود!! دلیلش رو هم خوب میدونم که چی بود!!! الآن بعد ۵ روز بهش میخندم! انگار تو این ۵ روز ۵ سال بزرگتر شدم! اینقدر چیزها یاد گرفتم که خدا میدونه! روز اول و دوم حالم خیلی بد بود!! خیلی!! قاط زدم!! قاطم دادن! روز دوم رفتم اردو که حالم عوض شه! ولی از شبش دوباره همون آش و کاسه! به مامانم زنگ زدم٬ باهاش حرف زدم٬ نگرانش کردم٬ کلی بعدش بهم زنگ زدند... خدا هر کی رو از من میگیره٬ مامان بابامو نگیره... ۳ روزه پامو از خونه بیرون نگذاشتم! ۳ روزه توی یک اتاق ۱۲ متری حبسم! زنگ زدم گفتم حالم بده و تمرینهامو کنسل کردم! ۵ روزه تنم آب نخورده! ۳ روزه همدم من شده اینترنت! این دنیای مجازی شده پارادایس من! وقتی میری توش٬ دیگه هیچ چی یادت نیست٬ نمیفهمی وقت چه طور گذشت٬ بهترین همنشین واسه دوران دپ همین اینترنته!...
اما تموم شد! امروز ورزش کردم!!!!! رفتم بیرون خرید! اتاق رو مرتب کردم و حالا هم میخوام درس بخونم! ۴ روز تعطیلی که براش کلی برنامه ریخته بودم بی هیچ ثمره ای دود شد رفت هوا٬ ولی پشیمون نیستم! به نفعم شد! کلی چیز یاد گرفتم! کلی بزرگ شدم! خیلی!! عاقل شدم!! انگار از مرز بچگی پریدم اون ور خط! وارد دنیای بزرگی! وارد دنیایی که همه از اون ورش با من حرف میزدن! اون وقتها که واسم صداقت و روراستی بزرگترین ارزش بود و به خودم میبالیدم که من فرق میکنم٬ من سادگیم خوبه! اون وقتها که فکر میکردم همین که تو خوب باشی کافیه که واست خوب پیش بیاد... این اون وقتها خیلی دور نیست٬ همین ۵ روز پیش رو میگم...
خدایا شکرت! مرسی که این تجربه ای که هر کسی تو زندگیش داره و معمولاً هم بد به همه صدمه میزنه و تا مدتها ترکش پرتاب میکنه٬ اینبار فقط از بیخ گوش من رد شد و یک خودی به من نشون داد! به من گفت که ببین من هستم! همین!
من میرم سر درسم...

